شام بی تکلف شهید حاج رجبعلی اهنی
بدون هیچ تشریفاتی به مکه رفته بود . وقتی هم که برگشت انگار نه انگار که حاجی شده – یادم می اید دوستان دوره اش کرده بودند و یکسره می گفتند: « ولیمه .... ولیمه ..... باید گوسفند قربانی کنی »
اقای « اهنی » که دید راه گریزی ندارد لبخند به لب گفت: « خب – حالا که مجبورم کردید امشب بیایید خانه ما تا با گوسفند قربانی از شما پذیرایی کنم »
ما هم با خیالی راحت دوستان را جمع کردیم و به منزلشان رفتیم وقتی سفره را پهن کردند قیافه بچه ها دیدنی شده بود چون فهمیدند قرار است به جای گوشت گوسفند با بادمجان سرخ شده پذیرایی شوند گرچه غافلگیرمان کرده بود ولی ان شام بی تکلف یکی از بیاد ماندنی ترین شام های عمرمان شد.
کتاب افلاکیان ص 338
برچسب:
نویسنده: نرگس محمدی