اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «شهیدی که آرزو داشت مانند امام حسین شهید شود» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
شهیدی که آرزو داشت مانند امام حسین شهید شود

با نماز شب و دعای توسل و کمیل انس و الفتی عجیب داشت. چهارشنبه شب هایش، به ترنم دعای توسل در مزار شهدا می گذشت؛ آن گاه که شب، بر خلوت زمین سایه می افکند و پیراهن آسمان، خال کوب ستاره های قشنگ بود. اشتیاق حضوری دیگر در جمع خدا مردان جبهه، از چشم یکایک حجره ها فواره می کشید. آن روزِ به یاد ماندنی، اهالی «هجرت» به سوی «جهاد» در حجره ای کوچک جمع شده بودند و از هر دری سخنی می رفت و یکی گفت: دوستان! بهتر است هر کس هر آرزویی دارد بیان کند. و خود، شروع کرد.
هر کدام گفتیم، تا نوبت به «قهرمان» رسید. گفت: من آرزویی دارم که از امام حسین (علیه السلام) می خواهم آن را برآورده کند! همه یک صدا گفتند: خوب بگو! آن گاه که خماری را در چین و چروک چهره ها خواند، به آرامی به سخن درآمد و گفت: من دوست دارم در عملیات شرکت کنم، نهایت تلاشم را در پیروزی لشگر اسلام به کار بگیرم و دست آخر، مثل امام حسین (علیه السلام) به شهادت برسم؛ به گونه ای که بدنم توی آفتاب داغ بماند و پاره هایش را کسی نتواند جمع کند مگر خود آقا!
ناخواسته تنم لرزید. این گذشت. «قهرمان» و تنی چند به جبهه ای اعزام شدند و من هم به جبهه ای دیگر. چند روزی از آغاز عملیات كربلاى ٥ نگذشته بود که خبر شهادت و مفقودالجسد شدن «قهرمان» نیز رسید. گلوله توپی، بالا تنه اش را به کلی برده بود و باقیمانده جسدش را از روی پلاکی که به کمر بسته بود و مهر و تسبیحی که در جیب داشت و بند پوتینی که همیشه سفید انتخاب می کرد شناختند. خبرش را که شنیدم بی اختیار به یاد حرف های آن روزش افتادم....
خاطره اى به ياد طلبه شهید قهرمان گریوانی
"مجله اشارات"، شماره ٣٥، بهمن ماه ٨٠
برچسب:
نویسنده: نرگس محمدی